تبليغاتX
گفته ها و ناگفته ها

یامبر خدا(ص) می‌فرماید:

«تا زمانی که قاریان (نخبگان) این امت با فرمانروایانش سازش نکنند، و تا زمانی که دانشمندان آن افراد نابکار و گنهکار را تبرئه نکنند، و تا زمانی که نیکان این امت بَدان آن را یاری ننمایند، دست خدا بر سر این امت خواهد بود و در سایه حمایت او به سر خواهد برد. اما زمانی که این کارها را مرتکب شوند، خداوند دست قدرت خود را از سر آنان بر خواهد داشت، و ستمگرانشان را بر آنان مسلط خواهد کرد» (تنبیه الخواطر، ج۱، ص۸۴)

 

آن حضرت می‌فرماید: من بر امت خود از پیشوای گمراه بیم دارم (بحارالانوار، ح۷۷، ص۱۶۱)

و می‌فرماید:«وحشتناک‌ترین چیزی که بر امتم می‌ترسم، منافق زبان باز است» (کنزالعمال، ح ۷۰ و ۶۹ و ۲۸۹۶۸)

اینها برخی از نگرانی‌های پیامبر اسلام(ص) درباره سرنوشت امت و آفت‌هایی است که ممکن است این امت به آن دچار شود. در حدیث اول سخن از سه وظیفه است که بر عهده گروه‌هایی از امت است. قاریان یا آشنایان به کتاب و دستورات دین یا نخبگان جامعه کسانی هستند که می‌تواند ابزاری در دست حاکمان و فرمانروایان باشند. اینان می‌توانند پست‌هایی را در حکومت بگیرند و به مواهب دنیا نایل آیند. اتفاقا حاکمان به آنان نیاز مبرم دارند و از خدمات آنان استقبال می‌کنند. اما نخبگان جامعه وظیفه‌ای دیگر دارند. آنان باید ناظر و نقاد فرمانروایان باشند. آنان وظیفه دارند که از حقوق توده‌های مردم مراقبت کنند و جلوی خودکامگی فرمانروایان را بگیرند.

اصلاح جامعه بر عهده عالمان و دانشمندان است. آنان ممکن است از علم خود استفاده کنند و اعمال حاکمان خودکامه فاسد را توجیه کنند و برای آنها محمل بتراشند. اما وظیفه آنان عکس این است. آنان نه تنها نباید به توجیه رفتار زشت قدرتمندان گنهکار بپردازند، بلکه باید تمام توان خود را برای جلوگیری از فساد و تباهی به کار گیرند. عالم و دانشمند نباید از علم خود برای رسیدن به دنیا سود جوید بلکه وظیفه دارد این علم را در راه اصلاح جامعه و برطرف کردن تباهی‌ها به کار بندد.

امام صادق(ع) می‌فرماید:

«ملعون است، ملعون است، آن عالمی که از سلطان ستمگری دنباله‌روی کند و او را در ستمکاریش یاری دهد» (گزیده میزان الحکمه، ص۵۵۷).

بدترین وضع برای جامعه و امت آن است که نیکان جامعه، بَدان را در بدی‌اشان یاری رسانند. آنان که وظیفه دارند امر به معروف و نهی از منکر کنند و جلوی بدی را بگیرند، نه تنها این وظیفه را انجام نمی‌دهند و نه تنها خلافکار را از خلافکاری و ستمکار را از ستمکاری باز نمی‌دارند، بلکه او را در خلاف و ستمش یاری می‌رسانند و کمک می‌کنند.

امام باقر(ع) می‌فرماید:

«امر به معروف و نهی از منکر راه پیامبران است و شیوه نیکوکاران،‌فریضه بزرگی است که دیگر فرایض به واسطه آن برپا می‌شود و راه‌ها امن می‌گردد و درآمدها حلال می‌شود و حقوق و اموال به زور گرفته شده به صاحبانش بر می‌گردد و زمین آبادان می‌شود و از دشمنان انتقام گرفته می‌شود و کارها سامان می‌پذیرد» (الکافی، ح۵، ص۵۶).

و امام علی(ع) می‌فرماید:

«لاتترکوا الامر بالعمروف و النهی عن المنکر فیولی علیکم شرارکم ثم تدعون فلا یسجاب لکم» (نهج البلاغه، نامه ۴۷) امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که اگر آن را ترک کنید اشرار شما بر شما حاکم می‌شوند و شما دعا می‌کنید و دعایتان مستجاب نمی‌شود.

این همان چیزی است که پیامبر در دنباله حدیث خود فرموده است. پیامبر می‌فرماید اگر نخبگان و عالمان و نیکان وظیفه خود را انجام ندهند خداوند دست حمایت خود را از آن جامعه بر می‌دارد و ستمگران آن جامعه حاکم بر آن خواهند شد و آنگاه آن چیزی که پیامبر(ص) در حدیث دیگر نگرانی خود را از آن بیان می‌کند رخ می‌دهد و پیشوایان گمراه زمام امور جامعه را در دست می‌گیرند.

حاکمانی که چه بسا از دین مردم برای دنیای خود استفاده کنند و نتیجه‌اش این می‌شود که نه دینی برای مردم بماند و نه دنیایی، هم دیانت و معنویت ملت ویران شود و هم مملکت آنان. منافق زبان‌بازی زمام امور را به دست گیرد و با نفاق و دروغ و فریب خود بر دین و ملک و مملکت مسلط شود و همه چیز را با خودکامگی خود بر باد دهد. این وحشتناک‌ترین وضعیت در نظر پیامبر اسلام (ص) است.

+ نوشته شده توسط دکترسیدحسین اطهری در دوشنبه سوم بهمن 1390 و ساعت 2:12 بعد از ظهر |

فکرم همه‌جا هست، ولی پیش خدا نیست

سجاده‌ی زردوز که محرابِ دعا نیست

گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟

اندیشه سیّال من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟

از شدت اخلاص من عالَم شده حیران

تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست!

از کمیتِ کار که هر روز سه وعده

از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست

یک‌ذره فقط کُندتر از سرعت نور است

هر رکعتِ من حائز عنوان جهانی‌ست

این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟

چندی‌ست که این حافظه در خدمت ما نیست

ای دلبر من! تا غم وام است و تورم

محراب به یاد خم ابروی شما نیست

بی‌دغدغه یک سجده راحت نتوان کرد

تا فکر من از قسط عقب‌مانده جدا نیست

هر سکه که دادند دوتا سکه گرفتند

گفتند که این بهره بانکی‌ست، ربا نیست

از بس‌که پی نیم‌وجب نان حلالیم

در سجده ما رونق اگر هست، صفا نیست

به به، چه نمازی‌ست! همین است که گویند

راه شعرا دور ز راه عرفا نیست


 

+ نوشته شده توسط دکترسیدحسین اطهری در دوشنبه سوم بهمن 1390 و ساعت 9:51 قبل از ظهر |
 در حال حاضر ایران دارد به یک مسیر خطرناکی طی طریق میکند که من به آن زیمبابوه ای شدن کشور اطلاق می کنم. یعنی قیمتها به جای می رسد که برای خرید یک تکه نان کیسه ای ژول باید حمل کرد.وازطرفی ارزش پول کشور به پایین ترین حد در طول تاریخ کشور باستانی ایران رسیده است و این در حالی استئ که هنوز تحریم ها اعمال نشده اند.

ملت ایران را  روشنفکران باید اگاه کنند که خرید زمین و چیزهای دیگر دوای درد نیست چون احتمال بسیاری چیزها هست که یکی از آنها میتواند قحطی باشد.بنابراین ذخیره پول و به فکر روز مبادا بودن شرط عقل است.

در بعد سیاسی هیچ روزنه امیدی به چشم نمی خورد و وضع بسیار اسفباراست.درداخل تفرقه و درگیری و مسدود شدن فضا برای بسیاری از نیروهایی که می توانند به کشور خدمت کنند حوزه سیاسی را به سمت عدم عقلانیت سوق می دهد.نمی دانم به چه فکر میکننداما نکته ای یادم هست که این کشور یادگار نسل های بیشماری است که در طول تاریخ جانفشانی کرده اند تا این آب و خاک حفظ شود از ماد تا جمهوری اسلامی و در این راهشهدای فراوانی داده ایم تا ایران ویران نشود اما سیاست ابلهانه می تواند تمام داشته های تاریخی ما را بر باد دهد

خدا ایران را از دروغ استبداد و ریا و بی دینی نجات دهد

+ نوشته شده توسط دکترسیدحسین اطهری در دوشنبه سوم بهمن 1390 و ساعت 9:41 قبل از ظهر |

فکرم همه‌جا هست، ولی پیش خدا نیست

سجاده‌ی زردوز که محرابِ دعا نیست

گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟

اندیشه سیّال من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟

از شدت اخلاص من عالَم شده حیران

تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست!

از کمیتِ کار که هر روز سه وعده

از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست

یک‌ذره فقط کُندتر از سرعت نور است

هر رکعتِ من حائز عنوان جهانی‌ست

این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟

چندی‌ست که این حافظه در خدمت ما نیست

ای دلبر من! تا غم وام است و تورم

محراب به یاد خم ابروی شما نیست

بی‌دغدغه یک سجده راحت نتوان کرد

تا فکر من از قسط عقب‌مانده جدا نیست

هر سکه که دادند دوتا سکه گرفتند

گفتند که این بهره بانکی‌ست، ربا نیست

از بس‌که پی نیم‌وجب نان حلالیم

در سجده ما رونق اگر هست، صفا نیست

به به، چه نمازی‌ست! همین است که گویند

راه شعرا دور ز راه عرفا نیست

+ نوشته شده توسط دکترسیدحسین اطهری در شنبه یکم بهمن 1390 و ساعت 5:23 بعد از ظهر |