آسیب ها و ناکارآمدی بسندگی به متن ونص گرایی
بسندگی به متن و متن‌ محوری و نص گرایی بی‌قاعده،دین رابه حاشیه می‌برد و یا سر از سلفی‌گری در می‌آورد . بسندگی به متن دردین‌شناسی، آیندۀ دین رادرجامعه، به‌شدت به خطر می‌اندازد.
در یکی از شب‌های ماه مبارک رمضان، روحانی محترمی در تلویزیون می‌گفت:صدها روایت معتبروقوی دربارۀ امانت‌داری درکتاب‌های دینی موجود است واین نشان می‌دهد که مسئلۀ امانت‌داری چقدر در اسلام مهم است.»
درست می‌گوید، ولی: روایات دینی، برخی فضایل اخلاقی را بسیار برجسته می‌کنند؛ آن قدر که انسان معاصر ، دلیل آن را نمی‌فهمد؛ مانند همین «ردّ امانت به صاحبش». شمار روایاتی که دربارۀ فضیلت امانت‌داری وارد شده است، بسیار بیش از احساس نیاز انسان عصر ما به آن است؛ زیرا اموری مانند پس دادن امانت به صاحبش، از مسائل مهم روزگار قدیم بوده است؛ نه امروز.
تاریخ را هم که می‌خوانیم، می‌بینیم یکی از مشکلات جدی مردم در روزگاران قدیم ، هنگام مسافرت یا ترک خانه، امنیت اموال نقدی و حتی غیر نقدی‌شان بوده است. مردم در آن روزگاران، پیش از سفر یا به هر دلیل دیگری، چاره‌ای جز این نداشتند که پول و اشیای ارزشمندشان را نزد آدم‌های امین بگذارند و از آنان بخواهند که تا بازگشتشان از سفر، از آن نگاه‌داری کنند.
برخی از این آدم‌های امانت‌پذیر، گاهی حاضر به استرداد اموال مردم نبودند.
روایات بی‌شماری که دربارۀ امانت‌داری وارد شده است، در واقع ناظر به مسئله‌ای عام خطرناک و بی اخلاقی رایج در آن روزگاران است.
اما امروزه سیستم بانکداری این مشکل را تقریبا حل کرده است و الان کسی، نقدینه یا متاعش را نزد کسی به امانت نمی‌گذارد که نیاز به این مقدار توصیه به امانت‌داری در جامعه احساس شود.
از همین دست است روایاتی که
دربارۀ ثواب مدارا با برده،
مرزبانی،
اطعام اسیر و
ورزش‌هایی مانند تیرانداری و اسب‌سواری است.
اکنون به طور معمول، سر و کار هیچ شهروندی با برده و اسیر نمی‌افتد که آن توصیه‌های اخلاقی و فراوان را به کار بندد. فراوانی روایات دربارۀ یتیم‌نوازی هم تقریبا چنین داستانی دارد.
درصد ایتام در گذشته – به دلیل جنگ‌های پرشمار و پی‌درپی در صدر اسلام و نیز به دلیل تعداد فرزندان هر شهید - بسیار بیش از الان بوده و مرکز یا نهادی هم برایسرپرستی آنان وجود نداشته است.
در صدر اسلام، کوچه‌ای نبوده است که چند یتیم بی‌پناه در آن زندگی نمی‌کردند؛ یتیمانی که هیچ بنیاد یا مؤسسه یا نهاد یا مجموعه‌ای سرپرستی آنها را به عهده نمی‌گرفت. دولت نیز معنا و مفهوم امروزین را نداشت که خود را مسئول اسکان و تغدیۀ کودکان یتیم بداند؛ مگر از باب رأفت انسانی و ایمانی. به همین دلیل، روایات مربوط به اطعام و سرپرستی یتیمان، بسیار فراوان است. یتیم‌نوازی اگر در آن روزگاران، امری توصلی بوده است، امروز به دلیل غیبت مابازایی در خور، وجهۀ تعبدی یافته است!
مانند شمع روشن کردن در گذرگاه‌ها که در قدیم معنا و فایده داشته است، و اکنون که برق‌رسانی و روشنایی
کوچه‌ها و خیابان‌ها وظیفۀ دولت است، ‌جزء از راه تعبد، هیچ دلیلی نمی‌توان برای نذر شمع و مانند آن یافت.
ناهماهنگی میان واقعیت‌های روز و کم‌وکیف برخی توصیه‌های دینی، باعث شده است که قوم تأویل‌گر در اینجا هم به میدان بیایند و مثلا بگویند مراد از «امانت» مطلق «مسئولیت» است و يا مثلا «شمع» را بايد شامل «برق‌رسانی» هم دانست. بنابراین «ادای امانت» یعنی در مسئولیتی که پذیرفته‌اید، درستکار باشید و اگر
از عهده برنمی‌آیید، آن را به دیگری واگذارید. تأویل مقبولی است؛ ولی اولا این نیز مانند همۀ تأویل‌های دیگر، عبور از متن و نص است، و ثانیا قراین لفظی و حالی در این روایات به قدری است که مانع هرگونه انصراف از دلالت لفظی و مطابقی آنها می‌شود، و ثالثا بحث در تناسب میان «کمّیت» این توصیه‌ها با نیازهای
جوامع مدرن است، نه در اصل آنها. یعنی حتی اگر بتوانیم شمع را به برق، و امانت را به منصب و مسئولیت، تأویل کنیم، پرسش این است که در جامعه‌ای که امانت‌داری، متولی رسمی(بانک) دارد، اکنون چه محملی برای این «مقدار» توصیه به مردم دربارۀ آن، می‌توان یافت؟
تناسب اندام دین با روزگاران مختلف، در گرو نظر به روح دین است، نه انحصار نگاه و نظر به متون و نصوص و تاریخ. یعنی دین را باید فراتر از متون و میراث منصوص و رخدادهای تاریخی بدانیم؛ چنانکه در صدر اسلام، «روایت»، دایره‌ای وسیع‌تر از قرآن برای خود تعریف کرد و به میدان آمد. اکنون نیز مسائل بسیار مهمی برای انسان و جامعه پیشامد می‌کند که در متون دینی ما، اشاره‌ای به آنهانشده یا کمتر از اهمیت آنها برای مردم امروز، دربارۀ آنها گفت‌وگو شده است، و بسا موضوعاتی که جایگاهی مهم و شگفت در متون دارند، ولی مابازای آنها اکنون به حاشیه رفته است.

انسان معاصر، خواسته‌هایی دارد و با مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کند که بیشتر رهاورد دنیای مدرن است؛

مثل حفظ حریم خصوصی.

مسئلۀ حریم خصوصی به معنای امروزینش – بر خلاف مسائلی مانند امانت‌داری - مسئلۀ مردم قدیم نبوده است؛ به چند دلیل:

اولا حریم خصوصی، بیشتر از راه تکنولوژی جدید آسیب‌پذیر شده است؛

ثانیا همین تکنولوژی، مرزهای حریم خصوصی را فراتر از خانه و خانواده برده است؛

ثالثا حریم خصوصی و حقوق شهروندی و مانند آن، بیشتر از مفاهیم مدرن محسوب می‌شوند و اهمیتی فوق العاده و ابعادی بسیار گسترده‌ یافته‌‌اند.
متن‌بسندگی و متن‌محوری و نصوص‌گرایی بی‌قاعده، دین را به حاشیه می‌برد، و یا سر از سلفی‌گری درمی‌آورد. بسندگی به متن در دین‌شناسی، آیندۀ دین را در جامعه، به‌شدت به خطر می‌اندازد. اگر دین‌شناسان و مبلغان دینی، چاره‌ای نیندیشند، در قرن آینده، دو اتفاق مهم برای دین می‌افتد:
۱. جایگاه معنوی و اخلاقی خود را نیز از دست می‌دهد؛
۲. دین‌گریزی در طبقۀ متوسط شهری دامنه‌هایی وسیع‌تر می‌یابد؛ زیرا شهروندان عصر مدرنيته، دين تاريخ‌زده را چندان ناظر به نیازهای ملموس و رايج زندگی خود نمی‌بینند، و دين روزآمد هم به آنان معرفی نشده است