سلوک اجتماعی زمامداران (مردمی بودن زمامداران):

سلوک مردمدارانه از لوازم انفکاک ناپذیر حکومت حکمت است ، زیرا پاس داشتن حرمت و حقوق مردمان ، و حفظ کرامت و عزت ایشان ، و رفق مدارا با آنان و پرهیز از ، احتجاب و فاصله گرفتن و امتیاز خواهی ، از مبانی حکومت خردمندانه است . امیر مومنان علی (ع) بر سلوک مردمدارانه تاکیدی شگرف داشت و اجازه نمی داد که کارگزاران حکومت او از این سلوک فاصله بگیرند و به سلوکی مملوکانه نزدیک شوند .

آن حضرت خوش رفتاری با مردمان و نزدیکی به ایشان و فروتنی در برابر آنان و خدمتگزار بودن زمامداران و کارگزاران را حق مردمان بر مسئولان حکومت می دانست ،نه لطف مرحمتی از سر منت بدیشان.

در اندیشه امام علی(ع) اگر نیت زمامداران درست باشد و عملکرد آنان موجب اصلاح کار مردم و رفاه و آسایش ایشان باشد آن عملکرد الهی است ؛ از این رو آن حضرت در عهد نامه مالک اشتر، بدو می نویسد:همه کار در همه وقت برای خدا محسوب می شود ، اگر نیت درست باشد و رعیت را از آن آسایش بود .(۱)

با این توجه ،در اندیشه سیاسی امیر مومنان (ع) مردمی بودن زمامداران مشخصات و نشانه هایی دارد که بر اساس آنها معلوم می شود که کدام زمامدار مردمی و کدام از آن به دور است .

پرهیز از احتجاب :

“احتجاب” در لغت به معنی در پرده شدن ، در حجاب شدن و در پرده رفتن است.(۲)

در صدر اسلام زمامداران و کارگزاران نظام به هیچ وجه از مردم فاصله نمی گرفتند و ارتباط مردم با ایشان سهل و به دور از تشریفات بود (۳)؛ و نخستین کسی که خود را در حجاب قرار داد و از مردم فاصله گرفت و نگهبانان و پاسبانان و دربانان بر درگاه خود گماشت و تشریفات به پا کرد و ارباب حاجت را در درگاه خود منتظر نگه داشت ، معاویه بود که خلافت نبوی را برچید و سلطنت اموی را به پا کرد و خود را پادشاه خواند.(۴)  پیش از حاکم شدن امویان زمامداران به شدت از احتجاب پرهیز می کردند و راندن ارباب حاجت را از درگاه زمامدار و خلیفه از نظر شرعی ممنوع بود و هیچ کس چنین نمی کرد ، ولی همینکه وضع خلافت دگرگون شد و خلافت به سلطنت مبدل گردید ،نخستین چیزی که رسم شد، وضع درگاه زمامداران و بستن آن به روی عامه مردم بود .

راه و رسم امیر مومنان(ع) :

امام علی (ع) درشیوه زمامداری خود چنان رفتار می کرد که میان او و مردمش هیچ پرده ای حایل نشود و مردمش با او احساس نزدیکی و بی پیرایگی کنند . در خطبه ای که در میدان ” صفین” ایراد کرد و حقوق مردمان را بدین سان یاد آور شد ، تمام آنچه را که زمامداران خود سر و ستمگر می پسندیدند زیر پا نهاد و راه و رسم درست رابطه میان زمامداران و مردمان را به همگان آموخت ،چنانکه فرمود :با من چنانکه با جباران سخن می گویند سخن مرانید، و چنانکه با مستبدان ، محافظه کاری می کنند از من کناره مجویید ، و با ظاهر آرایی و به طور تصنعی آمیزش مدارید ، و شنیدن حق را بر من سنگین مپندارید ، و نخواهم مرا بزرگ انگارید ، چه آن کس که شنیدن سخن حق بر او گران افتد و نمودن عدالت بر وی دشوار بود ، کار به حق و عدالت بر او دشوار تر است . پس ، از گفتن حق ،یا رای زدن در عدالت باز مایستید،که من خویشتن را {به عنوان یک انسان }برتر از آن نمی دانم که اشتباه نکنم و نه در کار خویش از خطا ایمن باشم ،مگر که خدا مرا در کار نفس کفالت  کند که از من بر آن توانا تر است . (۵)

پیامدهای احتجاب:

احتجاب ارتباط های انسانی را از بین می برد و ستمگری و بیداد به بار می آورد . امیر مومنان (ع) کارگزاران خویش را از فاصله گرفتن از مردم برحذر می داشت ،چنانکه در عهد نامه مالک اشتر فرمود است :هیچ گاه خود را زمانی طولانی از رعیت پنهان مدار ؛ زیرا پنهان بودن زمامداران از چشم رعایا خود موجب نوعی محدودیت و بی اطلاعی نسبت به امور است ، و این چهره پنهان داشتن زمامداران ،آگاهی ایشان را نسبت به مسائل نهانی قطع می کند . در نتیجه بزرگ در نزد آنان کوچک،و کوچک ،بزرگ ،کار نیک ،زشت ،و کار بد ،نیکو ؛و حق با باطل آمیخته می شود . و همانا والی ،انسان است که آنچه را مردم از او پوشیده دارند ،نداند ؛و حق را نشانه ای نبود تا بدان راست از دروغ شناخته شود.(۶)

در اندیشه سیاسی امام علی (ع) “احتجاب” از یک سو ستمی به مردم است و از سوی دیگر ستمی به خود زمامدار . ” احتجاب” پیوند زمامداران را با مردم قطع یا سست می کند نیز زمامداران را از آگاهی های لازم محروم می سازد .

امیر مومنان در نامه ای به قَیس بن سعد بن عباده هنگامی که فرماندار آذربایجان بود ،نوشت:پس از مردم روی پنهان مدار و حجاب از پیش خود بردار و در خانه ات را بر روی همگان باز نگه دار ،و تکیه گاهت حق و حقیقت باشد ،زیرا آن کس که با حق همراه باشد ، از عدالت منحرف نمی شود و نزدیکان و خواص را بر سایرین مقدم نمی دارد . و از هوای نفس و خواهش های نفسانی پیروی مکن که پیروی هوای نفس تو را گمراه می کند و از راه خدا باز می دارد . همانا آنان که از راه خدا منحرف می شوند برای ایشان عذاب و شکنجه ای سخت است ، زیرا روز حساب را فراموش کرده و از یاد برده اند .(۷)

قطع ارتباط با مردم موجب عذاب و آتش دنیا و آخرت است و هیچ آتشی چون جدایی زمامداران و مردم ،نظام سوز نیست.

فروتنی در برابر مردم :

زمامداری که خود را خدمتگزار مردم بداند ،در رفتار خود با مردم افتاده و فروتن خواهد بود و به هیچ وجه در رفتارش با آنان برتری جویی و سلطه گری وجود نخواهد داشت . و امام علی (ع) در نامه ای به برخی از کارگزاران خود چنین سفارش کرده است :در برابر مردمان فروتن باش ، و آنان را با گشاده رویی و نرم خویی بپذیر ، و با همگان یکسان رفتار کن و مساوات را حتی در گوشه چشم افکندن و نگاه کردن و درود و تحیت رساندن پاس دار ، تا بزرگان در تو طمع ستم بر ناتوان نبندند و ناتوان از عدالتت مایوس نگردد. (۸)

پرهیز از امتیاز نسبت به مردم :

پیشوای عدالت خواهان ، امیر مومنان(ع) چنان بر این امر تاکید می کرد که کارگزارانش در سلوک اجتماعی خود بر مردمان امتیاز جویی نکنند و در آنچه همگان برابرند ،برای خود امتیازی قرار ندهند ،و می فرمود :از خداوند شرم دارم که خود را از برده ای یا آزاد شده ای برتر گیرم .(۹)

چنانکه در عهد نامه مالک اشتر بدو یاد آور شده است :و بپرهیز از آنکه چیزی را به خود مخصوص داری که بهره همه مردم در آن یکسان است.(۱۰)

ممتاز شدن یک گروه  یا یک طبقه نسبت به مردمان ، مایه تباهی سیاست و حکومت است . امیر مومنان (ع) اجازه نمی داد که کارگزارانش برای خود و خانواده شان برتری و امتیازی نسبت به مردم ایجاد کنند.در نامه ای به محمد بن ابی بکر هنگامی که او را والی مصر قرار داد ، چنین نوشت :و برای همه رعیت خود آنچه برای خود و خاندانت دوست داری ، دوست بدار ؛ و برای آنها آنچه برای خود و خاندانت نمی پسندی ، مپسند .(۱۱)

پرهیز از تشریفات :

قوت و عظمت و عزت زمامداران مسلمان در جلال و دبدبه های ظاهری و تشریفات چشم پر کن نیست بلکه با جلال و حشمت های معنوی است که توام با سادگی و بی پیرایگی است . در اندیشه سیاسی امیرمومنان (ع) این اجازه برای کسی وجود ندارد که مردمان را جزو جلال و دبدبه خود قرار دهد. شریف رضی آورده است :و چون دهقانان انبار (شهری در ده فرسخی غرب بغداد،و از شهرهای آباد عصر ساسانی) هنگام رفتن امام به شام او را دیدند ، برای وی پیاده شدند و پیشاپیش دویدند . فرمود: این چه کار بود که کردید؟گفتند عادتی است که داریم و بدان امیران خود را بزرگ می شماریم . فرمود : به خدا که امیران شما از این کار سودی نبرند ،و شما در دنیایتان خود را بدان به رنج می افکنید و در آخرتتان بدبخت می شوید . و چه زیانبار است رنجی که کیفر در پی آن است ، و چه سودمند است آسایشی که با آن از آتشی در امان است .(۱۲)

روایت شده که امام صادق (ع) می فرمایند :امیر مومنان برای رفتن نزد اصحاب خود سواره به راه افتاد ،و کسانی که در پی او پیاده به راه افتادند،پس متوجه ایشان شد و گفت: حاجتی دارید ؟ گفتند :نه ای امیر مومنان ، بلکه دوست داریم که همراه تو باشیم . به ایشان گفت : پی کار خود روید که اگر پیاده ای همراه سواره ای رود اسباب تباهی سواره است و خواری پیاده … و بار دیگر سوار شد و کسانی در پی او به راه افتادند ، پس گفت : در پی کار خود روید و دور شوید ، که صدای کفش ها به دنبال مردان ، اسباب تباهی دل های احمقان است . (۱۳)

امام علی (ع) اینگونه روابط را محکوم می کرد و اجازه نمی داد مردمی بودن زمامداران به این عادات و تشریفات آلوده شود ؛ و این گونه مناسبات را، مایه بدبختی مردمان می دانست و نتیجه آن را عقاب و آتش معرفی می کرد .

پیشوای آزادی خواهان ،حقوق متقابل مردمان و زمامداران را در عمل به زیبایی جلوه بخشید و ثابت کرد که پیشوایان حق و عدل چگونه سیر می کنند و به کدام سیره پایبندند . آن حضرت راه نصیحت و انتقاد را بر مردم خود  گشود تا زمامداران و کارگزاران ،خود را از کجی و ناراستی حفظ کنند و همه همت خود را بر اصلاح امور متوجه نمایند .

حکومت امام علی(ع) با چنین جلوه هایی حکومت موفق تاریخ است.

پی نوشت ها :

  1. نهج البلاغه ،نامه ۵۳٫
  2. محمد معین ،فرهنگ فارسی.
  3. محمد جلال شرف ،نشاه الفکر السیاسیو تطوره  فی الاسلام.
  4. تاریخ الیعقوبی.
  5. نهج البلاغه ،خطبه ۲۱۶٫
  6. همان ،نامه ۵۳٫
  7. تاریخ الیعقوبی .
  8. نهج البلاغه ،نامه ۴۶٫
  9. الغارات.
  10. نهج البلاغه ،نامه ۵۳٫
  11. تحف العقول .
  12. نهج البلاغه ،حکمت ۳۷٫
  13. بحارالانوار.
  14. دولت آفتاب ،دکتر مصطفی دلشاد تهرانی .
  15. حکومت حکمت، دکتر مصطفی دلشاد تهرانی .
  16. جمال دولت محمود، دکتر مصطفی دلشاد