اخلاقی سازی دانشگاه

هفته معلم و علم است خواستم راجع به دانشگاه خودم مطلبی را بنویسم.اما دوستان می دانند که من اهل مجیز و چاپلوسی نیستم برای همین هم نمی توانم مدیر خوبی باشم.اما لازم دیدم نکته ای را یاد آور شوم.

دانشگاه فردوسی رییسی پیدا کرده است که دنبال اخلاقی کردن دانشگاه است اینکه این امر چه پیامدهایی داشته است و اینکه اصولا اخلاقی سازی دانشگاه با شرایط فعلی امکان پذیر است یا نه خود مقوله دیگری است.البته منکر نمی شوم انسانهای اخلاقی در دانشگاه فردوسی فراوانند اما اینکه سازمان هم اخلاقی است را باید از دکتر قراملکی استاد اخلاق حرفه ای پرسید.در حراست دانشگاه که معمولا امنیتی  ترین بخش هر سازمانی است انسانهای اخلاقی هستند آقای ایمن شهیدی در این هفده سال که من شاهد بوده ام تلاش داشتند رفتار اخلاقی را در حوزه سازمانی شان اعمال کنند.در بین مدیران گذشته هم انسانهای اخلاقی کم نداشته ایم.

اما به نظرم می رسد که تلاش دکتر کافی شاید بزودی به ثمر ننشیند اما می تواند بذر کاشته شده ای در دل کویر بی اخلاقی جامعه باشد.

من از زحمات ایشان و سایر انسانهای شریفی که می خواهند علم و اخلاق را به پیوند بزنند قدردانی می کنم و امیدوارم زیر مجموعه آقای دکتر کافی این نکته مهم را بیاد داشته باشند که

 دکتر کافی همت خود را برای اخلاقی سازی سازمان تحت مدیریتش جزم کرده  و هدف نخست خود را اخلاق مداری دانش و دانشگاه می داند.

برای او و دیگرانی که ملاک خود را اخلاق محمدی قرار داده اند و واقعا انبیاوار زیست می کنند آرزوی موفقیت و سربلندی دارم

ترانه تالشی چمه تالش قشنگه

خواننده سیروس مرادخانی

تنظیم نوید انعامی

ادرس دانلود

http://s6.picofile.com/…/siroos_moradkhani_ghashanga_talesh…

 

نمی دانم چرا ما مسلمانان فراموش کرده ایم که پیامبر بزرگ اسلام برای اخلاق مبعوث شدند.

ایشان در جامعه ای به رسالت انتخاب شدندکه اخلاقیات اجتماعی و سیاسی در ان فروپاشیده بود.

من اعتقاد دارم مسلمانی که به اخلاقیات پایبندنباشد مسلمان نیست.

چون همه دین اخلاق است

این روزها تب ضد عربی ما را گرفته است.روشنفکر،روحانیت، عوام و خواص همه ضد عرب شده ایم.اما نمی دانیم این رفتارهای احساسی ریشه تاریخی دارند.
در این چند روز بیشترین جوک و طنز در باب عمل شنیع تجاوز به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده گفته شده یا نوشته شده است .هرچند دولت سعودی به شدیدترین نحو بامصببان حادثه برخورد کرده و خواهد کرد.شعر ذیل از این نمونه هاست.

رها کن هموطن حج را رها کن.
دلت را خانه پاکِ خدا کن.
رها کن این همه جهل و خمودی.
حمایت کم کن از شیخ سعودی
خدا در کعبه تازی نباشد
“خداخواهی”، “خدابازی” نباشد
دلت را پاک کن تا حق ببینی
وجودت را به حق ملحق ببینی
شعار “عزتت” را شیخ خورده؟
تو را تا قصر جهل خویش برده؟
تمام مملکت “یارانه گیر” است
به چنگ فقر و ناداری اسیر است.
دلار تو عرب را می نوازد
که تا ناموس فرزندت بتازد
تو گر انسانی و ایران تباری
نباید سوی حج، گامی گذاری
خدا زندانی شیخ عرب نیست
خدا محدود اشتر با رطب نیست
تو ایرانی تباری پای بر من
سرِ عزّت نداری؟ وای بر من
چه می شد گر فقیه راستینی
برآرد دست دل را زآستینی
کند تحریم، حج را با شجاعت
دمد در جان ما روح مناعت
رهاکن هموطن حج را رها کن
دلت را خانه ی پاک خدا کن.
دکتر مصطفا بادکوبه ای

گفتگوی درخت چنار و درخت گردو

منبر را از چوب درخت گردو میسازند که بسیار محکم و با کیفیت است.

درخت گردو علاوه بر چوب مرغوب سایه و بار خوبی هم دارد.

اما درخت چنار میوه ندارد سایه درست حسابی هم ندارد. ازش چوبه دار میسازند.

دعوای این دو درخت در شعر پر مغز شهريارشنیدنی است:

گفت با طعنه منبری به چنار

سرفرازی چه میکنی بی بار؟

نه مگر ننگ هر درختی تو

کز شما ساختند چوبه دار؟

پس بر آشفت آن درخت دلیر

رو به منبر چنین نمود اخطار

گفت گر منبر تو منبر بود

کار مردم نمی کشید به دار

تفاهم هسته ای بر مردم ایران مبارک .هرچند دستاوردهای تفاهم نامه سعد آباد دوران خاتمی بسیار بهتر از این بود ولی به هر حال این هم غنیمت است.

امیدوارم توافق نهایی بزودی حاصل شود و دلارهای بلوکه شده ایران وارد چرخه اقتصاد و سازندگی کشور شود.هرچند من به روش کاری این دولت زیاد خوشبین نیستم.

می ترسم مثل دوران هاشمی دروازه باز و ... واردات... و صنعت فقط نامی باشد.

امیدوارم غربی ها و صنعت غربی به جای چینی در کشور وارد شود.

این حق ملت ما هست.

به امید روزهای خوش

عید نزدیک است

ما پیرو پیامبر مهربانی هستیم .تمام عبادت و نماز و روزه ما برای تقرب به خدای رحمان است.

رسول گرامی خداوندتبارک و تعالی فرموده است تخلقوا باخلاق الله

همسایه ،مستمندان و درماندگان را فراموش نکنیم

اخلاق خدایی داشته باشیم.

دیوارهایی در این شهر هست که ساکنانش منتظر شمایانند

ذهنیت آدمهااز یکدیگر

بلاخره در زندگی هر آدمی ،... یک نفر پیدا میشود که بی مقدمه آمده، مدتی مانده.... قدمی زده وبعد اما بی هوا غیبش زده و رفته .

آمدن و ماندن و رفتن آدمها مهم نیست ... اینکه بعد از روزی روزگاری ، در جمعی حرفی از تو به میان بیاید ، آن شخص چگونه توصیفت میکند مهم است.

اینکه بعد از گذشت چندسال ، چه ذهنیتی از هم دارید مهم است .

اینکه آن ذهنییت مثبت است یا منفی..... اینکه تورا چطور آدمی شناخته ، مهم است.

منطقی هستی و میشود روی دوستی ات حساب کرد !؟

می گوید دوست خوبی بودی برایش ،

یا مهمترین اشتباه زندگی اش شدی.....

اینکه خاطرات خوبی از تو دارد ، یا نه برعکس..

اینکه رویایی شدی برای زندگیش ، یا نه درسی شدی برای زندگی....

به گمانم ذهنیتی که آدمها از خود برای هم به یادگار میگذارند ، از همه چیز بیشتر اهمیت دارد وگرنه همه آمده اند که یک روز بروند

من انسانم

من انسانم
بعد پنجاه سال زندگی تازه یکسالی می شود که فهمیدم فعالیت سیاسی در این کشور بیهوده است و از طرفی روحیه خاص خود را می طلبد.بنابراین افرادی مانندمن  نه بدرد عضویت در گروهی و جناحی می خوریم و نه بدرد مدیریت در این حوزه.
به عبارتی در ایران سیاست یعنی

پفیوزی ،چاپلوسی و تملق،دروغ، دو بهم زنی، ثروت اندوزی از راه حرام و دزدی، ابزاری نگاه کردن به دیگران ، بی اخلاقی ، تهمت، قدرت طلبی شهوانی،بی قیدی، بی فکری، باری به هر جهت بودن ، با هر سازی رقصیدن و دین فروشی،استفاده ابزاری از دین برای ساخت دنیای فانی،فراموشی معنویت و چسبیدن به مادیات،فراموشی نماز و عبادت و رفتن به جلسات مکرر و پی درپی بی اثر و ظاهرسازی دینی و عمل بی دینانه و........... ...

من و مایی که اینگونه کارها را بلد نیستیم بهتر است به درس و مشق مان بپردازیم و خود را آلوده دنیای دیگران نکنیم و موجب ظلمی به کسی نادانسته و از روی غفلت نشویم.

که خوش گفت مولای متقیات:

ظلمت نفسی و تجرات بجهلی و سکنت الی قدیم ذکرک لی ومنک علی

ظلم کردیم چون نادان بودیم و چون خدا را فراموش کردیم.اما خدا ما را فراموش نکرد.منت نهاد و بغلمان گرفت مانند مادر نه بغل کردنی که قابل تمثیل نیست.

دوستان بیاییم عهد کنیم اگر نمی توانیم دست کسی را بگیریم ،حداقل باری بر دوششان نگذاریم.


من نه عضوگروهی هستم و نه طرفدار دسته و جناحی و نه وابسته به حوزه فکری خاصی.

تنها انسانم


البته دیدگاههای خودم را دارم و محکم از اعتقادات سیاسی ام دفاع می کنم.عدالت اجتماعی و برابری و خلق مدینه ای اخلاقی آرزویم می باشد.

ولی
نه اصلاح طلبم
و نه اصولگرا.

تنهاانسانم زیرا این اصطلاحات فریبی برای دزدی و مکر وحیله و فریب مردمند وگرنه خیلی از این بزرگواران نه اصولی دارند و نه به اصلاح اعتقادی.

عرصه سیاست عرصه دیوان و ددان است

  وخوش گفت:
از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

آرزویم زیستن در یک جامعه اخلاقی بود که متاسفانه محقق نشد

ولی:


رسالت امروزین ما روشنفکران ایرانی این است :


بنیاد گذاری پایه های زیست اخلاقی جامعه و ترویج این نوع نگرش در حوزه های گوناگون زیست جهان ایرانیان.

افسوس که ما می خواستیم

زمین را آماده ی مهربانی کنیم

خود نتوانستیم با هم مهربان باشیم

اما شما که پس از ما می آیید

اگر بدانجا رسیدید که

انسان ، یاور انسان باشد ...

از ما به بزرگواری یاد کنید